۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

اصلاحات ارضي اميني( قسمت دوم ) ا


اميني در جريان اصلاحات ارضي از جهت سخن‌پراكني ركوردار بود و ارسنجاني وزير كشاورزي هيچ فرصتي را براي حمله به مالكان از دست نمي‌داد. ارسنجاني در اين راه چنان سرعت و جسارتي به خرج داد كه نه تنها مالكان بلكه نخست‌وزير و مخالفان دولت را شگفت‌زده كرد و شاه را كه مي‌خواست هرگونه تحولي هر چند سطحي در ايران به نام او تمام شود، نگران ساخت
مرحله اول اصلاحات ارضي در دوره صدارت علي اميني و مرحله دوم آن به عنوان يكي از اصول ششگانه « انقلاب سفيد» مطرح و به اجرا گزارده شد و مرحله سوم اصلاحات ارضي در سال 1348 توسط دولت هويدا اجرا گرديد. اما تبعات آن در سالهاي پاياني حكومت پهلوي به وضوح ديده ميشد .
. آثار درازمدت اصلاحات براي روستاييان مثبت نبود، زيرا نيمي از روستاييان به دليل اينكه با مالكان قرارداد زراعتي و تقسيم محصول نداشتند و به عبارتي خوش نشين بودند از دريافت زمين محروم شدند و به نيروي كارگر روستايي تبديل گرديدند. قريب به نيمي ديگر كه زمين گرفتند، سهمي كمتر از ده هكتار دريافت كردند كه اغلب در قطعات كوچك پراكنده و نامناسب براي كشت بود. از طرفي بخش عمده زمينهاي حاصلخيز مشمول تقسيم اراضي نشد و در اختيار مالكين كه مقيم روستا نبودند، باقي ماند و به كشت مكانيزه اختصاص يافت از طرف ديگر اجراي قانون اصلاحات ارضي در دوره زماني فوق برخوردار از منشأ و خاستگاه خارجي و ماهيت سياسي، غيراقتصادي و فني بود و با شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ايران انطباق نداشت و بدون ايجاد شرايط لازم و كافي، به طور سريع و ناقص اجرا شد و پيامدهاي ناهمگون و نامتجانسي در كشور داشت كه شورش هاي اجتماعي دهه پنجاه ايران از جمله همين پيامد ها بود
شايان ذکر است بزرگترين و مهمترين مانع در مقابل اين طرح آيت الله بروجردي برجسته ترين مرجعيت شيعيان در قم بود که رياست حوزه علميه قم را نيز به عهده داشت و با اين اصل شرعي که مردم اختيار دارايي خود را دارند به جنگ اصلاحات ارضي رفت و موقتاً آنان را به عقب نشيني واداشت بدين ترتيب دولت انجام اصلاحات ارضي را تا بعد از فوت آيت الله بروجردي به تأخير انداخت
يكي از پيامدهاي مهم اين تحول اقتصادي و سياسي ، كوچ زمينداران و ملاكين بزرگ به شهرها بود كه به علت خروج سرمايه از روستاها و انباشت آن در شهرها ، كشاورزي كم كم رونق خود را از دست داد و شهرها تبديل به مركز اصلي داد و ستد و اقتصاد ايران شد كه البته اين تغييرات ، كوچ گسترده مردم از روستاها به شهرها را به همراه داشت . با گسترش شهرها و مهاجرت روستائيان به شهر تغييرات سياسي و اجتماعي گسترده اي در ساختار جامعه ايران رخ داد كه از جمله آن ميتوان نارضايتي قشر كم درآمد و كم سواد از حكومت را نام برد . اين نارضايتي ها در سالهاي بعد با اجراي سياستهاي نادرست دولتهاي بعدي تشديد و تبديل به شورشهاي اجتماعي و سياسي در سطح ايران شد . در قسمت سوم به نقش روحانيت در تحولات دهه پنجاه خواهم پرداخت .

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

جمعي از كشاورزان منطقه آذربايجان پس از دريافت اسناد مالكيت زمينهاي كشاورزي

محمدرضا پهلوي در حال توزيع اسناد مالكيت در كرج

1. محمدرضا پهلوي 2. جهانگير تفضلي 3. ابراهيم رياحي


فرح پهلوي به هنگام دادن اسناد مالكيت زمينهاي كشاورزي به يكی از زنان كشاورز (1340)

1. حسين علاء 2. منوچهر اقبال 3. فرح پهلوي 4. محسن صدر 5. رستم اميربختيار 6. مهديقلي علوي مقدم 7. حسن بقايي 8. جلال‌الدين شادمان



محمدرضا پهلوي در حال تسليم اسناد مالكيت املاك پهلوي به يكي از كشاورزان تركمن (1333ش

1. اسدالله علم 2. ابوالحسن عميدي نوري 3. حبيب‌الله آموزگار 4. محمدرضا پهلوي 5. فضل‌الله زاهدي 6. اميرحسين ايلخان ظفر بختيار 7. رضا جعفري

توزيع اسناد مالكيت املاك پهلوي توسط محمدرضا پهلوي در كاخ مرمر (1329ش
فرمان محمدرضا پهلوي، اجراي لايحه اصلاحي قانون اصلاحات ارضي






۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

اصلاحات ارضي اميني ( قسمت اول ) ا

حسن ارسنجاني وزير كشاورزي در دولت اميني ، نامي كه با اصلاحات ارضي در ايران گره خورده و پديد آورنده جنبشهاي اجتماعي دهه چهل و پنجاه ايران ميباشد ... محمود احمدي نژاد ، رئيس جمهور ايران ، طراح طرح دگرگوني اقتصادي ايران و طرح موسوم به تحول اقتصادي .
در ابتدا بر آنم نمايي كلي از طرح تحول در دولت دكتر اميني و اثرات آن درساختار سياسي و اجتماعي دهه چهل اراعه نمايم سپس به طرح تحول اقتصادي در دولت دكتر احمدي نژاد خواهم پرداخت
مسئله اعطاي زمين به کشاورزان يکي از اصولي بود که بعد از انقلاب کمونسيتي 1917 م در روسيه همواره از طريق احزاب کمونيست جهان مطرح مي‌شد و کوشش مي‌گرديد تا از اين طريق «کشاورزان و دهقانان رنج کشيده» کشورهاي جهان سوم به ايدئولوژي کمونيستي گرايش يابند. البته مسئله بهبود وضعيت کشاورزان ايران از زمان مشروطه همواره مورد توجه رجال و بزرگان کشور قرار داشت ولي مشکلات سياسي و بحرانهاي موجود باعث مي‌شد تا دولتها و مجلس از پرداختن به اين امر باز بمانند. پس از شهريور 1320 و تشکيل احزاب کمونيست در ايران از مسئله اعطاي زمين به کشاورزان همواره در جهت مبارزه با دولتها استفاده مي‌شد. به طوري که در سال 1325 ش فرقه دموکرات آذربايجان پس از اعلام استقلال، قوانين اصلاحات ارضي را تنظيم و تصويب نمود. مجموع اين مسائل و بروز جنگ سرد، بلوک غرب را واداشت تا به منظور جلوگيري از گسترش ايدئولوژي کمونيستي در کشورهاي مجاور و همسايه شوروي، طرحها و راهکارهايي را بينديشند. يکي از اين راهکارها تغيير نظام سنتي کشاورزي و اعطاي زمين به کشاورزان بود تا از طريق اعطاي وامهاي دولتي و واگذاري ماشينهاي مکانيزه کشاورزي بتواند وضعيت زندگي دهقانان و کشاورزان را بهبود ببخشد
اصلاحات ارضي از انقلاب مشروطيت به بعد مورد توجه احزاب و گروه‌هاي سياسي، از جمله در جنبش جنگل و بعدها در فرقه دمكرات جعفر پيشه‌وري، بود. محمد مصدق نيز در برنامة دولت بهبود احوال كشاورزان و تضعيف روابط ارباب رعيتي را مورد توجه قرار داده بود چنين زمينه‌اي كه ارسنجاني با اتكا به مطالعات خود در باب مسئله زمين‌‌داري، طرح پيشين اصلاحات ارضي مصوب 1338ش را تغييراتي داد.د.لايحة اصلاحات ارضي ـ‌ كه بعدها با تصويب مجلس شورا و سنا به قانون بدل گشت و به عنوان مرحله اول اصلاحات ارضي مشهور شد ـ چنين بود كه «حدود مالكيت ارضي يك ده، شش دانگ يا شش دانگ از چند ده بود» مرحلة اول در 12 اسفند 1340 از مراغه آغاز شد. ارسنجاني دليل آغاز آن را از مراغه، آشنايي وي با منطقه، قدرتمندي و واپس‌ماندگي مالكان مراغه، و شتاب در اجراي لايحة اصلاحات ارضي را به دليل «فقدان زيربناي انقلاب اجتماعي» و كارشكني دربار مي‌دانست . و اين سر آغاز جنبشي در ايران شد كه سالها بعد اثرات آن در لايه هاي سياسي و اجتماعي ايران نمود پيدا كرد . در بخش دوم ، تاثيرات اين طرح تحول اقتصادي و اجتماعي در جامعه آن زمان ايران را مورد بررسي قرار خواهم داد

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

موزه هاي ايران






آشنايي با موزه دكتر حسابي
آشنايي با موزه‌ هرژه
آشنايي با موزه هنرهاي معاصر تهران
آشنایی با موزه آکروپولیس و كتيبه‌هاي يونان
آشنايي با موزه جواهرات ملي
آشنايي با موزه بانک ملی ايران
آشنايي با موزه ملی ایران
آشنايي با موزه ارتباطات آشنايي با موزه جنگ مسكو
آشنايي با موزه رضا عباسي
آشنايي با موزه آبگینه
آشنايي با موزه‌هاي آستان قدس رضوي
آشنايي با موزه خوی
آشنايي با موزه متروپولیتن
آشنايي با موزه آرمیتاژ
آشنايي با موزه‌ملي تاريخ علوم پزشكي ايران
آشنايي با موزه جهان نما
آشنايي با موزه‌ تيت مدرن - لندن
آشنايي با موزه مراغه
آشنايي با موزه آذربايجان - تبريز
آشنايي با موزه علوم لندن
آشنايي با کاخ موزه سبز
آشنايي با موزه ميرعماد
آشنايي با موزه سينماي ايران
آشنايي با كاخ موزه گلستان
آشنايي با کاخ و موزه نياوران
آشنايي با موزه چهلستون
آشنايي با كاخ و موزه سعدآباد
آشنايي با موزه امام علي(ع)
آشنايي با موزه ملی کاشان
آشنايي با موزه اروميه
آشنايي با موزه مينياتور آبكار
آشنايي با کاخ موزه باغچه جوق
آشنايي با موزه و کتابخانه بريتانيا
آشنايي با موزه روستايي
آشنايي با موزه هنرهاي معاصر
آشنايي با موزه‌های مشهور جهان
آشنايي با موزه ملي قرآن کریم
آشنایی با موزه لوور
منبع همشهري آنلاين

چاله ميدان


اغلب ما حتما تاكنون صدها بار نام چاله‌ميدان را شنيده‌ايم اما نمي‌دانيم كه اين مكان به چه خاطر اين عنوان را به خود گرفت.
چاله ميدان، داراي ارج و قرب خاصي در ميان مردم تهران است و معمولا در بسياري از كنايه‌هاي كلامي با مقاصد خاص، از اين ميدان معروف ياد مي‌شود.
درباره نام چاله ميدان بايد گفت كه اين قضيه به دوران صفويه برمي‌گردد. سلاطين صفوي كه نقش زيادي در ايجاد شهري به نام تهران داشته‌اند، خاك مرغوب بخشي از زمين‌هاي اطراف را براي استفاده در حصاركشي اين شهر برداشت كرده‌اند تا اينكه آن قسمت، تبديل به چاله‌اي بزرگ شده است.
گرچه ايجاد اين چاله باعث به وجود آمدن دردسرهايي براي حكومت بوده اما ظاهرا هيچ‌كس به فكر مهار خلاف‌هايي كه به دليل دور بودن اين چاله از شهر صورت مي‌گرفته، نبوده است.
به هر حال اين چاله معروف تا مدت زيادي جايگاهي امن براي خلافكاران محسوب مي‌شد و بزن‌بهادرها به‌تدريج در آن جمع مي‌شده‌اند و مردم هم آرام‌آرام آنجا را به يك زباله‌داني بزرگ تبديل كرده‌ بودند. اطراف چاله ميدان، سال‌ها بعد به دليل رشد بي‌رويه شهر تهران در محاصره ساختمان‌ها قرار گرفت و ميداني در آن ايجاد شد كه همان چاله‌ميدان معروف است.
اين ميدان كه امروزه چندان نام و نشاني از آن نيست، درست در ميان مكان‌هايي چون جنوب بازار چهل‌تن و امامزاده سيد، ميدان امين‌السطان، گمرك، خاني‌آباد و دروازه پاقاپوق(اعدام) قرار داشته و قديمي‌ها هنوز بخشي از اين مناطق را به عنوان چاله‌ميدان مي‌شناسند.
چاله ميدان هم مثل اكثر نقاط تهران ديگر داراي آن حال و هوا نيست و در ميان دود و سروصدا گم شده است

۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه

Azadi Tower


عملیات بنای برج در یازدهم آبان ۱۳۴۸ شمسی آغاز و پس از بیست و هشت ماه کار‌، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید

تهران شهر میدان های پر تعداد است. شماری از این میدان ها به نمادهای شهری بدل شده اند همانند میدان توپخانه و شماری از آنها را تنها ساکنان نزدیک به آن و اهالی اطراف می شناسند مثل میدان های محله های شرق تهران.

با این وجود تنها یک میدان است که به عنوان نماد تهران درآمده و درهرجای دنیا که بخواهند از تهران یا حتی ایران یادی کنند، به سراغ آن می روند: میدان آزادی یا شهیاد سابق.

میدان آزادی با وسعتی در حدود ۱۵ هزار مترمربع بزرگ ترین میدان در میان کشورهای خاورمیانه است.

این برج که به نام برج شهیاد معروف است اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال۱۹۷۹ به دلیل اجتماعی که مردم در استقبال از آیت الله خمینی در بازگشت از پاریس به تهران در این میدان انجام داده بودند و سرانجام ۱۰ روز پس از آن به سرنگونی حکومت پیشین انجامید، به میدان آزادی تغییر نام داد.

هرچند نام میدان شهیاد به آزادی تغییر کرده اما هنوز بسیاری از ایرانیان به خصوص مهاجران ایرانی این میدان را به نام شهیاد می شناسند و حتی در سایت اینترنتی شهرداری تهران نیز برج این میدان به نام شهیاد ثبت شده‌است.

این برج در ورودی غربی شهر تهران قرار دارد و اولین عمارتی است که مسافران خارجی پس از خروج از فرودگاه مهرآباد و قدم گذاشتن بر تهران آن را مشاهده می کنند. برخی از معماران و صاحب نظران می گویند که در ساختار اصلی برج از کوه البرز و قله دماوند که مرتفع ترین نقطه ایران است، الهام گرفته شده است.

برج شهیاد در سال ۱۳۴۹ توسط حسین امانت معمار ایرانی که حالا شهروند و ساکن کانادا است، ساخته شد. در آن سال آقای امانت دانشجوی ۲۶ ساله ای بود که ماموریت یافت به مناسبت یادبود جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، میدانی در پایتخت طراحی کند که نماد "ایران مدرن" و نشان "دروازه تمدن بزرگ" در قرن بیستم باشد.


در سال ۱۳۴۵خورشیدی طرح یک نماد معرف ایران بین معماران ایرانی به مسابقه گذاشته شد که در نهایت طرح آقای امانت‌، بیست و شش ساله از دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب شد.

عملیات بنای برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ شمسی آغاز و پس از بیست و هشت ماه کار‌، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید. عکس های محمود پاکزاد عکاس ایرانی در سال ۱۳۴۸ نشان می دهد که چگونه برای ساخت نماد "ایران مدرن" از "شتر" برای حمل مصالح استفاده می شده است.

در روز افتتاح برج این میدان، محمدرضا شاه به همراه همسرش در میدان شهیاد حضور یافتند و برای نخستین بار با افتخار منشور کورش کبیر که نخستین نوشتارحقوق بشری جهان است در این مکان پرده برداری شد. این اثر تاریخی حدود ۲۵۵۰ سال پیش به فرمان کوروش کبیر کتیبه شده و هم اکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می شود.

رونمایی از منشور دوهزار پانصد ساله کوروش در بنای برج پیوندی بود میان تاریخ باستان ایران و دنیای توسعه یافته و صنعتی که شاه وعده آن را می داد.

گرچه وعده قرار گرفتن ایران در جمع کشورهای صنعتی محقق نشد اما دیری نگذشت که برج آزادی در ایران، نمونه‌ای از نماد و نشانه‌های شهری شد که معماری شاخص آن تلفیق طاق‌های معماری قبل و بعد از اسلام و تبدیل آن به نمادی مدرن و چشم نواز بود.

طول این بنا ۶۳ متر، ارتفاع آن از سطح زمین ۴۵ و ارتفاع از کف موزه ۵ متر است. معماری برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی، ساسانی و اسلامی است.

این بنای سه طبقه چهار آسانسور و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان دارد. در محوطه زیرین آزادی چندین سالن نمایش، نگار خانه، کتابخانه و موزه قرار دارد که در سال های پس از انقلاب استفاده چندانی از آن نشده و عملا متروک است.

سنگ‌های جوشقان اصفهان که در کف محوطه‌ میدان توسط مهندس حسین امانت استفاده شده بودند، سال‌ها پیش عوض شده‌ است. اما خاک اطراف میدان که یک متر ارتفاع دارد و همچنین خاک دستی که برای ایجاد باغچه تا ارتفاع ۱۵سانتی‌متری میدان ریخته شده بوده، همچنان حفظ شده است.

اخیرا سازمان میراث فرهنگی ایران گفته که به دلیل ناهماهنگی شهرداری تهران با این سازمان در بازسازی میدان آزادی، شکایت خواهد کرد اما یکی از مدیران بلندپایه شهرداری تهران گفته که بازسازی میدان در توافق کامل با میراث فرهنگی در حال انجام است.

اینک نزدیک به سه دهه پس از تغییر نام میدان شهیاد به آزادی و سپری شدن روزهایی که برخی از انقلابیون تصمیم به تخریب برجی که نامش "شاه" را به "یاد" می آورد، می گذرد.

اکنون در حالی که نمادهای قدیمی تر پایتخت با فرسودگی دست به گریبانند، برج بلند و مدرن "میلاد" در حال تبدیل شدن به نماد شهر تهران است و مسئولان شهر می خواهند میزبان خوبی برای نماد ایران مدرن باشند که اولین اثر معاصر ثبت شده ایرانی در فهرست آثار ملی است

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

از بازار در تهران قدیم چه میدانید؟

واژه ی« بازار» که اصل آن در پهلوی ( واچار) است و هنوز هم در گیلان و نطنز به صورت واچار به کار می رود، اصلا ً فارسی است و کلمه ی بازارگان( بازرگان ) هم از آن به دست می آید. این واژه به دلیل تجارت ایرانیان با پرتغالی ها وارد زبان پرتغالی شده و از آنجا به فرانسه و انگلیس راه یافته، چنانکه آنان هم مرکز خرید و فروش خود را بازار می گویند.


امروزه هرگاه بازار تهران را به یاد می آوریم، بی درنگ راهروی سر پوشیده ای در نظرمان مجسم می شود با دو ردیف دکان که روبروی هم زیر آن سقف مشترک قرار دارند. اما این تجسم با هویت اصلی بازار در تهران قدیم بسیار متفاوت است، چرا که در آن زمان چون ارتباط مردم با هم بسیار محدود و سنتی بود، بازار نه فقط یک مرکز داد و ستد، بلکه یکی از مراکز عمده ی رابطه های اجتماعی و سیاسی میان مردم - از هر طبقه و دسته ای - به شمار می رفت و جایگاه وسیعی در قلب تهران قدیم، نزدیک به کاخ های سلطنتی ( ارگ ) و دیگر مراکز حکومتی داشت و همچنین نزدیک به مسجد جامع بود. زیرا که هر یک از این دو مکان عمومی (بازار و مسجد) باعث تقویت یکدیگر می شدند. البته امروز هم بازار تهران تا حدودی موقعیت خود را حفظ کرده است.
فکر ساختن بازار ابتدا در ذهن آقا محمد خان قاجار افتاد و در زمان فتحعلیشاه قاجار، در مرکز تهران قدیم، میان دو محله ی «سنگلج» در غرب و «عود لاجان» در شرق، شکل گرفت و در دوره ی ناصر الدین شاه به رونق رسید.
بنای بازارکه هنوز هم معماری ویژه ی خود را با راهرو های پیچ در پیچ، طاق های ضربی و هواکش های سنتی حفظ کرده است، در آغاز کار زیاد هم پیچیده نبود اما به مرور زمان گسترش یافت چنانکه درآن سرا ها و چارسوق های تو در تو و پیچیده و مرتبط بوجود آمد. مکان های عمومی چون قهوه خانه و زور خانه و حمام و حسینیه و سقّاخانه ساخته شد. راسته ها ایجاد گردید و هر راسته ای که خود در حکم بازار کوچکتری بود، به صنف خاصی تعلق گرفت و بطور جداگانه صاحب تکیه و مسجد و حمّام و غیره و برنامه های خاص خود شد و در برگزاری جشن ها و سوگواری های مذهبی، برای جلب بیشتر مردم با راسته های دیگر به رقابت پرداخت. بنابراین بازار بزرگ که از اجتماع این راسته ها فراهم آمده بود، در مسیر جنب و جوش بیشتری قرار گرفت و مردم بیشتری را به سوی خود کشید.
از طرف دیگر چون معماری بازار بگونه ای بود که زمستان ها گرما و تابستان ها خنکا را حفظ می کرد، کم کم به صورت پایگاه مطبوعی برای مردم در آمد و مرکز ملاقات آنان گردید. مردم در بازار یکدیگر را می دیدند، از حال و وضع هم با خبر می شدند، اخبار اجتماعی و سیاسی را به گوش هم می رساندند و گاهی از صبح تا غروب یعنی تا زمان بسته شدن دکان ها در بازار وقت می گذراندند و بدینگونه بود که بازار چونان شهری پر شور در دل شهر تهران قرار گرفت و قلب تپنده ی آن شد.
اما امروزه بر اساس نیاز های اجتماعی، بسیاری از آن راسته ها از میان رفته است مثلا ً اکنون دیگر از بازار مسگر ها، بازار مرغی ها و بازار توتون فروش ها اثری نیست و بعضی از آنها هم چون بازار زرگر ها و بازار حلبی ساز ها کوچکتر شده. و حتا از بازار خندق هم که در گذشته، معروف ترین شان بود، رد پایی وجود ندارد. ( به بازار خندق؛ بازار شتر گلو و یا بازار مفت برها هم می گفتند.)

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

طهران قديم و تهران جديد




تهران قديم در نگاه تصویر براى من و كسانى كه هم سن و سال من هستند براحتى شناخته نمى‏شود. براي ما جالب است كه بدانيم خیابان شاه‏آباد چهارراه مخبرالدوله و امثالهم چه موقعیتى داشته‏اند چرا كه اسامى آنها بارها عوض شد و میشود
تهران آن ایام محدود بود به راه‏آهن - كمرك - میدان قزوین - میدان باغشاه - میدان مجسمه -آب كرج - خیابان پهلوى - خیابان تخت جمشید آیت‏الله طالقانى تازه داشت پا مى‏گرفت بالاتر از میدان فردوسى چند بناى یك طبقه ودو طبقه ساخته شده بود شركت تي بي تي گاراژى داشت كه در زمینهاى بهجت آباد دایر كرده بود با دفترى ولى هنوز آن خیابان اسفالت‏نشده بود در میدان فردوسى مجسمه‏اى نصب بود كه پارسیان هند براى هزاره فردوسى به ایران هدیه كرده بودند و امروز گمان دارم دردانشگاه تهران جلو دانشكده ادبیات دانشگاه تهران نصب است. محدوده تهران ادامه داشت تا میدان امام حسین كه آن روز فوزیه نامیده‏مى‏شد و خیابان شهناز تا میدان خراسان خیابان شهناز تازه تأسیس بود و هنوز دو طرف خیابان كامل نساخته بودند از دروازه‏هاى تهران‏خبرى نبود ولى اگر كسى آدرسى مى‏خواست مى‏گفتند. دروازه شمیران - دروازه دوشان تپه - دروازه خراسان - دروازه ماشین دودى -دروازه غار - دروازه خانى‏آباد - دروازه گمرك كه همه معروف بودند محدوده تهران از دوره زمام‏دارى دكتر مصدق رو به توسعه گذاشت‏كلیمى‏هاى تهران از محله اولاجان - خیابان سیروس رو آوردن به زمین‏هاى بهجت آباد و یوسف آباد و بالاى آب كرج. از میدان آب كرج‏به بالا زمین‏هاى این دو منطقه را خریدند و به ساخت و ساز مشغول شدند جوادیه و نازى‏آباد على‏آباد و غار فشاقویه كه هر كدام ده‏بزرگى در اطراف تهران بودند كم‏كم به تهران پیوستند یا تهران به آنها پیوست و از هر طرفى تهران توسعه یافت كه امروز تهرانى است‏بى‏در و پیكر. در آن روزها مى‏گفتند تمام تجار معروف كه صاحب ماشین شخصى بودند هفده نفر بودند ثقل تجارت تهران علاوه برتیمچه‏هاى بازار از جلو مسجد سلطانى آن روز و مسجد امام امروز تا بازار آهنگرها بود. تجار معروف كه به صادرات و واردات مشغول‏بودند در تیمچه‏هاى آن ناحیه حجره داشتند. منازل مسكونى این تجار معروف در خیابان ایران، امیریه برخى در خیابان خراسان -اطراف خیابان رى و سرچشمه و بوذرجمهرى غربى - و سید نصرالدین یا ناصرالدین بود. كتابفروشى‏هاى تهران در بازار بین‏الحرمین وجلوخان مسجد سلطانى - محلشان بود. كم‏كم از بازار بین‏الحرمین و جلوخان مسجد سلطانى به ناصرخسرو آمدند. در خیابان‏بوذرجمهرى از گذر نوروزخان تا جلو گاراژ گیتى نورد چند كتابفروشى بزرگ بود كه اسم دو تا شان جعفرى بود و فروشنده كتابهائى عربى‏چاپ مصر - بیروت - لبنان و عراق بودند - كم‏كم از ناصرخسرو به خیابان شاه آباد چهارراه مخبرالدوله رفتند و از آنجا به جلو دانشگاه.سرگذشت تهران قدیم را میتوان بطور اختصار در یك مقاله خلاصه كرد

اولین بناى بلند تهران كه در دوره ناصرالدین شاه‏قاجار ساخته شد بناى شمس العماره بود و بلندترین ساختمان تهران بعد از آن ساختمان اردكانى در خیابان سعدى بود و سومین بناى‏بلند در خیابان شاه آباد بنا شد
به هر حال دانستن اين مطلب كه به جاي اين همه ساختمان بلند و خالي از احساس روزي ساختمانهايي كوتاهتر اما پر از هنر و احساس وجود داشت خالي از لطف نيست
.